ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۳۰, سه‌شنبه

اربعین؛ ابزار مغزشویی

اربعين
ابزار مغزشويي
و پيشبرد سياستهاي جنگ‌طلبانه منطقهايِ جمهوري اسلامي

کاوه اردلان
از نشریه آتش  شماره 62


از جمله ابزارهاي اصلي حکومت جمهوري اسلامي براي مشروعيت بخشيدن به رژيم خود، سرکوب و تحميق تودهها استفاده از دين اسلام و مذهب شيعه بوده است. بههمينخاطر حکومت از هر فرصتي براي  بهراه انداختن مراسم، مناسک و کارزارهاي مذهبي استفاده ميکند. هزاران آخوند، قلم به مزد و بسيجي و مُبلغ مذهبي با استفاده از رسانهها و تريبونِ اماکن مذهبي مانند مساجد و تکيهها با صرفِ ميلياردها تومان هر روزه مردم را شستوشوي مغزي ميدهند. آنها به تودههاي مردم ميآموزند که قانع باشند و ستمها و تالمات زندگي را بپذيرند و البته در مواقع لازم گوشتِ دم توپِ جنگهاي رژيم بشوند. علاوهبر اين، جمهوري اسلامي همواره سياست ارتجاعي و خطرناکِ قطبسازي مذهب شيعه در خاورميانه را دنبال کرده است.
مراسمِ سالانهي اربعين يکي از اين آئينهاي مغزشويي مذهبي است. اما تشديد جنگ در سوريه که جمهوري اسلامي نقشي جنايتکارانه در آن بازي ميکند، بر ابعاد «منطقهاي» اين مراسم سالانه افزود.  تيرهتر شدن روابط هيئت حاکمهي ايران و حکومت آل سعود که با قرار گرفتن «خانهي خدا» در عربستان خود را مدعي رهبري جهان اسلام ميداند، حضور در مراسم اربعين را براي جمهوري اسلامي که از آن بهعنوان بزرگترين راهپيمايي شيعيان جهان ياد ميکند، از اهميت بيشتري برخوردار کرده است.
دهها مقاله و مصاحبه با آخوندها و بهاصطلاح «اساتيد» قلم به مزد رژيم اسلامي منتشرشد. در روز اربعين، حدود 13 فيلم سينمايي، تلويزيوني و انيميشن از شبکههاي سيما پخش شد. فيلم  «کربلا، جغرافياي يک تاريخ» در سينماهاي کشور اکران شد. يکي از فيلمها حکايتِ زن مسيحي ايتاليايي بود که در پيادهروي اربعين شرکت کرد و ديگري جوان ايراني را نشان ميداد که بهجاي خوشگذراني در استراليا براي شرکت در اين راهپيمايي مذهبي به عراق رفته است. در فيلم ديگري شخصي به نام استاد پناهيان، رابطهي بين اين راهپيمايي با «ظهور امام زمان» را توضيح ميدهد و ميگويد، اين پيادهروي يک سفر استراتژيکِ پيچيده و تمرين آمادگي براي «ظهور» است!
سرکوبگران حاکم، اربعين را «زمان مناسب اظهار فقر بنده نسبت به ولي» ميدانند. مردم بايد با رياضتکشي و اجراي مناسک نماز و روزه توجه خداي ناموجود را به خود جلب کنند تا اين «باري تعالي» به رحم آيد و آنها را نجات دهد. اربعين، فراخواني براي معامله با «خدا» هم هست. اين بخشِ مهم از اخلاقياتِ رياکارانهي ديني است. البته اينکه چگونه «بندهي بينوا» مورد توجه خدا قرار گيرد و اصلاً خدا از ميان تک‌‌تک  بندگانش، مؤمنترين را چگونه در ميان آنان تشخيص دهد خود رمز و رازي دارد که فقط دکانداران دين از آن باخبرند.
مقامات حکومتي مدعي شدهاند دو ميليون نفر از مرز ايران گذشتند تا در اين راهپيمايي شرکت کنند. حدود هزار دستگاه اتوبوس با همکاري سپاه پاسداران و همچنين هزار اتوبوس از جانب شهرداري تهران براي حمل و نقل زوّار اختصاص داده شد. تنها در استان اصفهان کنسولگري عراق بيش از 100 هزار ويزا بهمناسبت مراسم اربعين صادر کرد. منابع جمهوري اسلامي تعداد کل شرکتکنندگان را 20 ميليون نفر اعلام کرده است. البته اين رقم اغراقآميز است زيرا کل جمعيت شيعهي عراق حدود 20 ميليون نفر است. شيعيان لبنان هم از جمعيت محدودي (حدود يک و نيم ميليون نفر) برخوردارند. شيعيان پاکستان و افغانستان هم الزاماً بايد از مسير ايران به اين مراسم رفته باشند. يعني قاعدتاً بايد جزئي از رقم ادعايي دو ميليون نفره باشند.
اگرچه رقم شرکتکنندگان در راهپيمايي اربعين ممکن است کمتر از تعداد اعلام شده باشد اما  در مجموع تعداد زيادي در اين راهپيمايي تحت کنترل و سازماندهي شده توسط حکومت شرکت کردند.
از آمار ترکيب جمعيتي اقشار مختلف شرکتکننده گزارشهاي دقيقي در دست نيست اما بر پايهي مشاهدات عيني، ترکيب شرکت‌‌کنندگان را ميتوان بهشکل زير تقسيمبندي کرد:
گردانندگان و هستههاي مرکزي برگزاري اينگونه مراسم، وابستگان متعهد رژيم و ثروتمندان وابسته به حکومت هستند و خانوادههاي اعضاي سپاه و بسيج و گردانندگان مساجد بر حسب وظيفه شرکت ميکنند. اما سياهيلشگران آن را تودههاي فقير شهرستانها و روستاها و قشري از فرصتطلبان خرده بورژوازي شهري تشکيل ميدهند.
حکومت، مانند هميشه از شرکت اين تعداد از مردم در يک مراسم ديني سازماندهي شده توسط عمالش بسيار خشنود است و تلاش ميکند که آن را بهحساب پيروزي براي اسلام حکومتي شيعه بداند و با شرارت فزاينده تلاش ميکند که اهداف ضد مردمي حکومت در عراق را با جلوه دادن به تضاد ميان سني و شيعه پنهان کند.
تعداد  زيادي از مردم در غالب صحبتهاي مختلف سؤال ميکنند که آيا بهتر نيست مسلمانان بهجاي شرکت در اين مراسم به فقيران و بيخانمانها کمک کنند؟ يا وقت و انرژي خود را صرف سلامتي خود و خانواده کنند و يا کار خود را بهتر انجام بدهند؟ اين  نوع سؤالات، منشاء خرافه و ميزان نفوذ اسلام تبليغ شده را دست کم ميگيرد.
برخي ديگر ميگويند که شرکت تعداد بسيار زياد مردم در اينگونه مراسمها نشان جهل و خرافهي ذاتي مردم است و فعاليت غير مذهبي  و يا کمونيستي فايدهاي ندارد چون مردم مذهبي هستند.
اين دسته، بهنوعي معتقد به ذات بشر هستند که در حقيقت وجود ندارد چون ذات پديدهاي است که زمان و مکان ندارد و درنتيجه، ذات بشر هم ناموجود است. پديدهي دين مربوط است به نظرات غير علمي در مورد چگونگي پيدايش بشر و زندگي پس از مرگ و پديدهي خودساختهي خدا و تلاش براي توجيه کردن سياست‌‌هاي عام و خاص تحت عنوان فرامين خدا که خودشان ساختهاند. دين، بيانگر جهل انسان است. مثلا اگر از بسياري از مردم کمسواد يا بيسواد و يا صاحبان آگاهي کاذب پرسيده شود که آيا زمين بهدور خورشيد ميچرخد يا خورشيد بهدور زمين مسلما اظهار بياطلاعي ميکنند و يا پاسخ غلط ميدهند. اما اين بهمعناي آن نيست که آن دسته از مردم ذاتا نادان هستند. چون روشن است که اگر انسانها دربارهي مسائل طبيعي و همچنين اجتماعي آموزش علمي ببينند بعد از طي دورههاي آموزشي و کسب دانش به بسياري از سؤالاتِ نسبتا پيچيده در فيزيک و يا زيستشناسي پاسخ درست و علمي خواهند داد.
پس از سرنگوني اين دولت و استقرار يک حکومت انقلابي کمونيستي، بهجاي تدريس خرافهي دين در مدارس روشِ علمي شناخت و فلسفهي مبتني بر علم تدريس خواهيم کرد و در رسانههاي جمعي نيز مداوما روش علمي شناخت يعني ماترياليسم ديالکتيک و ارزشهاي نفي ستم و استثمار و نقد علميِ شيوهي توليد سرمايهداري و تبعات آن در روابطِ  ميان انسانها و فرهنگ و ارزشها، آموزش داده خواهد شد. در جامعهي آينده، تودههاي مردم بهجاي اينکه با استيصال و نااميدي از خداي ناموجود يا از خاک و سيمان و فلزي به نام «مرقد امام رضا» براي بيماريهايشان طلب شفا کنند، به علم روي خواهند آورد و جامعه درک علمي و راههاي علمي را در اختيار همگان قرار خواهد داد. در جامعهي آينده، تودههاي مردم نيازي نخواهند داشت تا از منبعي که موجود نيست عاجزانه تقاضاي نجات از فلاکت روزمرهشان کنند زيرا نهتنها دچار چنين فلاکتهايي نخواهند بود بلکه با پشتوانهي دولت انقلابي حاکم، بهحل علمي کليهي معضلات مقابل جامعه بهطوري که به نفع اکثريت مردم باشد خواهند پرداخت. در جامعهي آينده، مردم بهگونهاي ديگر فکر خواهند کرد؛ زيرا دولت بهجاي گول زدن مردم و فرستادن آنها به اماکن مذهبي و تبليغ دروغين در مورد «معجزه»هاي اين اماکن، تفکر علمي و فرهنگ تعاون و همکاري و نفي ستم و استثمار را تبليغ خواهد کرد. در دولت آيندهي ما، که بر خاکستر تمايزات طبقاتي و روابط توليدي استثمار و روابط اجتماعي ستمگرانه و افکار کهنه بنا خواهد شد، ما در زمان کوتاهي شاهد دگرگونيهاي شگفتانگيز در افکار مردم و فرهنگ آنان خواهيم بود. n






هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر