ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۲, سه‌شنبه

جنبش دانشجویی و وظایف

به مناسبت ۱۶ آذر

جنبش دانشجویی و وظایف



از نشریه آتش  شماره ۶۱




اهمیت شانزدهم آذر مربوط به ضرورتی است که در مقابل جامعۀ ما بوده است و هنوز پاسخ نگرفته است: این جامعه باید زیر و رو شده و نظام اجتماعی بنیادا نوینی جای آن را بگیرد که بر سر راه خود هر شکل از ستم و استثمار را محو می کند و به زباله دانی تاریخ پرتاب می کند.
وقتی به طور جدی به این ضرورت فکر کنیم متوجه می شویم دانشجویان و به طور کلی، زندگی و حیات سیاسی و ایدئولوژیک در دانشگاه ها چه نقش عظیمی در این رابطه دارد. دانشجویان همواره کاتالیزوری در تغییر انقلابی جامعه بوده اند. نسل دانشجویانی که شانزدهم آذر را آفریدند، دید وسیعی داشتند. به کل جامعه و جهان فکر می‏کردند. دانشجویان درگیر در جنبش دانشجویی، منافع دانشجویان را با منافع درازمدت اکثریت زحمتکشان کشور و ستمدیدگان معنا می‏کردند.
هنگامی که دانشجویان با افکار تازه و ساختارشکن کمونیستی پا به میدان می گذارند می توانند بر همه روشنفکران جامعه تاثیر بگذارند و آنان را به سمت گیری با قشرهای تحت ستم و استثمار از کارگران و زنان تا خلق های ملت های تحت ستم جلب کنند و می توانند به طور تصاعدی تاثیرات مثبت و دگرگون کننده بر افکار مردم بگذارند و به میان آنها که در تحتانی ترین طبقه جهنم طبقاتی این جامعه زندگی می‏کنند و ذره ذره می میرند رفته و آنان را با افکار انقلابی کمونیستی و تنها راه نجات آنان و کل بشریت آشنا کنند.
دانشجویان نقش مهمی در شکافتن پرده های تاریک اندیشی دینی و دروغ های حاکمین داشته اند. اما امروزه اکثریت دانشجویان برده دروغهای حکام هستند و خود موعظه گر آن شده اند که «هیچ راهی نیست» و «هیچ تغییری نمی توان به وجود آورد» و دروغهای حکام را در مورد تاریخ کمونیسم و انقلاب های کمونیستی می بلعند و تکرار می‏کنند.
در نتیجه بهترین صفت و خصوصیت دانشجویان که درک علل جنایتها و ستم ها و مصیبت های جهان امروز و چاره جویی برای آن است، اسیر در منطق و حصارهای فکری که جمهوری اسلامی درست می کند مانده است. برای همین است که در مقابل جنگ بیرحمانه و جنایتکارانهای که در عراق و سوریه جاری است و جمهوری اسلامی بخشی از این جنایت علیه بشریت است، دانشگاه ها ساکت اند.
برای جمهوری اسلامی مسخ کردن دانشجویان و زندگی سیاسی در دانشگاه ها یک سیاست استراتژیک است. به همین جهت تلاش می کند دانشگاه ها را از بسیجی و عمال خود پر کند. به همین جهت تلاش میکند دانشجویان را زیر فشارهای مالی قرار دهد که مانند کارگران، وقت فکر کردن نداشته باشند چه برسد فعالیت سیاسی.
به خاطر اکثریت مردم ایران و خاورمیانه و جهان باید این وضعیت را در دانشگاه های ایران به هم زد. 
 حرکت دانشجویی باید از حصارهای تنگ کنونی در بیاید و تبدیل به جنبش موثر سياسي در جامعه بشود. یعنی قدرت سیاسی حاکم را به چالش بگیرد. به جنگ های ارتجاعی که حکومت در منطقه راه انداخته و تحت پوشش گسترش دین یا «حفظ امنیت شهروند ایرانی» به عراق و سوریه تجاوز می کند، اعتراض کند. در مقابل ترویج خرافه و مذهب بایستد و در عوض، دانشگاه را تبدیل به سنگر ترویج افکار علمی کند. هنگامی که از درد و رنج محرومیت از تحصیل میگوید، به خاطر خود و یارانش بیاورد که محرومترین محرومان از تحصیل و کسب دانش، مهاجرین افغانستانی هستند که فرزندانشان در بی سوادی بالغ می شوند. دانشجو باید با این واقعیت روبهرو شود که آزار جنسی دختران دانشجو بخشی از فضای دانشگاه شده است و علیه آن حرکت اعتراضی و افشاگری راه بیندازد. دانشجوی پیشرو یعنی کسی که از هم اکنون، عمق دروغ و فریبهای انتخاباتی باندهای فاسد مافیایی جمهوری اسلامی را که شبانه روز و دست در دست هم شیره جان مردم را میکشند و به غارت دسترنج آنان و ایلغار ثروت های جامعه مشغولند، برای کل جامعه افشا می کند. دانشجو، باید معضل رشد حریق وار بیکاری را تحلیل کند و ریشه هایش را درک کند و به مردم بفهماند. مبارزه علیه پولی کردن دانشگاه ها یا افزایش شهریه و هزینه دانشجو بسیار عادلانه و به جا است و باید پیش برود اما دانشجو نمی تواند مشغول خودش و مسایل خودش باشد. این مسایل هر چقدر هم مهم باشند، بخشی از کارکرد یک سیستم ستم و استثمار هستند. اصلا نباید این طور فکر کرد که خوب اول «علیه پولی شدن تحصیل» مبارزه می کنیم بعد به مسایل بزرگی که پولی شدن بخشی از آن است فکر می کنیم. باید به سیر قهقرایی دانشگاه پایان داد و آن را به قلب تپنده اعتراض و شورش مردم علیه حکومت تبدیل کرد. جهان دستخوش تغییرات بزرگ است. در بی خبری از تلاطمات جهان، بی اعتنایی به این که هر سال ده ها هزار نفر در جنگ ها و هنگام مهاجرت در آب ها تلف می شوند، سوختن چشمان از ریزگردها و سربی که از آسمان میبارد و سوال نکردن این که با کره زمین چه کرده اند که حتا اکسیژن را هم فقط آن عده می توانند و حق تنفس آن را دارند که «پول» دارند و...
اگر دانشجو از همه این ها نتیجه نگیرد و در راه مبارزه علیه این دهشت ها قدم نگذارد، پس چه دانشی اندوخته است؟
«آتش»



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر