ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۷, پنجشنبه

پیرامون وقایع اخیر ترکیه


پیرامون وقایع اخیر ترکیه

از نشریه آتش شماره ۵۷



















کودتاي نافرجام ترکيه که سران آن از نظاميان بلند پاية ارتش ترکيه هستند، نشانة ديگري است از شکاف هاي عميق در هيئت حاکمة ترکيه. اين نوع شکاف ها منحصر به دولت ترکيه نيست. در هيئت حاکمة همة دولت هاي خاورميانه از جمله، جمهوري اسلامي ايران اين گونه شکاف ها هست و کلية جناح ها بدون استثناء در ارتجاعي و ضد مردمي بودن گوي سبقت را از يکديگر مي ربايند. سران جمهوري اسلامي در سخنان رو به بيرون شان اين طور القاء مي‏کنند که گويا بحران در حاکميت منحصر به دولت هاي «ديگر» در منطقه است. ساعاتي پس از کودتاي نافرجام ترکيه، مقامات لشگري و کشوري ايران در تلويزيون ظاهر شدند و از «امنيت و ثبات و انسجام در نظام جمهوري اسلامي» سخن راندند و در واقع اين پيام را ميدادند که «وضع ما خوبست و بايد قدر ما را بدانيد!» قشرهاي نادان و سست عنصر خرده بورژوازي نيز اين تبليغات را باور مي‏کنند و بر آن مي دمند و از وجود چنين دولت «با ثباتي» ابراز تمنن و رضايت مي‏کنند. اما اين وضعيت به هيچ وجه منحصر به ترکيه نيست. دولت هاي اين منطقه بر روي شن هاي روان قرار دارند زيرا هم به لحاظ داخلي با بحران هاي سياسي و اقتصادي مواجه هستند و هم بر متن خاورميانه اي هستند که در هرج و مرج است و سرعت چرخش هاي آن حيرت انگيز است و حتا قدرت هاي امپرياليستي بزرگ نيز از کنترل آن عاجزن. اين اوضاع مرتبا در مقابل آنان ضرورت هايي به وجود مي آورد که حکومت ها براي بقاي دولتشان بايد به آن ها جواب دهند اما پاسخ هاي متفاوت سربلند مي کند که بسته به درجة جديت مساله حتا به خصومت ميان جناح هاي مختلف حاکم منجر مي شود (مانند سال 1388 در ايران).
ظاهرا کودتا در نتيجة فراخواني که اردوغان به حاميانش داد که به مساجد و خيابان ها بيايند و از «دموکراسي» حمايت کنند شکست خورد. اما واقعيت چيز ديگري است. هستة مرکزيِ و فرماندهي ارتش ترکيه قادر به اتحاد حول اين رويکرد نبود. امپرياليست هاي اروپايي و سپس آمريکا به سرعت اين کودتا را محکوم کردند و جان کري (وزير امور خارجة آمريکا) شکست سريع اين کودتا را مسخره کرد و گفت، «به نظر مي آيد، خيلي هم زيرکانه تدارک ديده نشده بود». خبرنگار شبکه خبري سي.ان.ان در پنتاگون (وزارت دفاع امپرياليسم آمريکا) در همان ساعت اولية آغاز کودتا تحليل کرد که اگر اين کودتا به نتيجه برسد «قانونا» آمريکا بايد پايگاه نظامي اينجرليک در ترکيه را تخليه کند و سلاح ها و بيش از دو هزار پرسنل نظامي خود را بيرون بکشد. در همان ساعات ژنرال هاي عاليرتبة ارتش به سربازان پيام دادند که اين کودتا غلط است و به پادگان هايشان برگردند. از همان ابتداي امر واضح بود که دولت هاي قدرتمند امپرياليست از اين کودتا حمايت نمي کنند و همين امر به اردوغان و همپالگي هايش جرات آن را داد که مثلا «پايداري» کنند. اردوغان که پوپوليست (عوامفريب) کهنه کاري است، تلاش کرد به شکست کودتا قيافة مردمي دهد. البته اين به معناي آن نيست که اردوغان پايگاه توده اي ندارد. اما پايگاه توده ايِ مرتجعين اصلي ترين عامل در شکست يا پيروزيِ کودتاهاي آنان عليه يکديگر نيست. در نهايت، نيرويِ آتش آن هاست که تعيين مي کند کدام طرف بر ديگري غلبه مي کند و سکان کشتي دولت ستم گران و استثمارگران را به دست مي گيرد.
تحليل ديگري که بسيار شنيده مي شود آن است که اين کودتا «کارِ خود اردوغان بود که بتواند پايه هاي خود را محکم کند». اين نيز واقعيت ندارد. مسلما مرتجعين دست به تاکتيک هاي خطرناک مي زنند و برخي اوقات با عواقب غير منتظرة سياست خود روبرو مي شوند. اما انشقاق و جنگ داخلي در هئيت حاکمة ترکيه واقعي است. رژيم اردوغان و اسلام گرايي او داراي پايگاه توده اي هست اما ضديت با اين رژيم و اسلام گرايي او نيز فراگير است که سه سال پيش خود را در جنبش «پارک گزي» نشان داد. نه تنها رژيم او بلکه کليت دولت ترکيه با يک مقاومت مسلحانة توده اي در کردستان روبرو است. جنايت هاي جنگيِ رژيم اردوغان و ارتش ترکيه (که کودتاگران نيز بخشي از آن هستند) در ديار بکر کردستان هنوز ادامه دارد و بي شرمانه «دفاع از امنيت» خوانده مي شود. شکست رژيم اردوغان در ماجراجويي هاي منطقه اي اش عامل مهمي است در حاد کردن جنگ هاي داخلي در هيئت حاکمة ترکيه.
در برخي شرايط نيروهاي گريز از مرکز در يک حاکميت بيش از اندازه مي شود. ستون هاي آن ترک  بر مي دارند و ديگر توان انسجام بخشيدن به خود ندارد. براي يک نيروي انقلابي جدي اين امر نه امري بد بلکه امر خوبي است زيرا دولت که دشمن اکثريت مردم است در نتيجة تشديد تضادهاي درون خودش تضعيف مي شود و فضاي تنفسي براي مخالفين جديِ سيستم به ويژه انقلابيون کمونيست به وجود مي آيد که پروژة انقلابي خود را پيش ببرند و راه و برنامة واقعا انقلابي را مقابل توده هاي مردم بگذارند. در چنين شرايطي بايد با تمام قوا بايد توده ها را آگاه کنند و نشان دهند راه نجاتشان تنها در اين است که به نيروهاي کمونيست انقلابي بپيوندند تا راه انقلاب کمونيستي در مقابل مردم باز شود. در چنين شرايطي آنان نبايد جهت گيري استراتژيک انقلابي شان را از دست ندهند وگرنه با نوسان در شرايط آنان نيز مانند پاندولي به اين يا آن سمت پرتاب خواهند شد بدون اينکه بتوانند از وضعيت تضعيف شدة دشمن براي بازتر کردن راه انقلاب و تسريع انقلاب استفاده کنند. در چنين شرايطي آنان بيش از هر زمان بر تلاش هاي خود بيفزايند و توده هاي مردم را از افتادن به بيراهه هايي که به اين جناح يا آن جناح و در نهايت به خود نظام حاکم خدمت مي‏کنند، دور کنند. شرايط انشقاق در حکومت ها، فشاري ايجاد مي کند که توده هاي مردم با يکي از جناح هاي ارتجاعي سمت گيري کنند و اين اتفاقي است که مرتبا در صحنة سياسي ايران و خاورميانه رخ مي‏دهد. نيروهاي انقلابي کمونيست بايد مانع از آن شوند که دعواهاي درون دولت هاي ارتجاعي موجب ايجاد اميدهاي کاذب به «تغيير» در ميان توده هاي مردم شده و سمت اين يا آن جناح را بگيرند. 
وقايع ترکيه نمادي از اوضاع جهان است. دولت هاي امپرياليستي که حاکمان اصلي در خاورميانه هستند مرتبا با يکديگر براي اداره اين منطقه پرآشوب به توافق مي رسند اما اين توافق مي‏کنند چند ماهي بيشتر دوام نمي آورند. آنان حتا قادر نيستند دولت هاي منطقه را از ديرباز وابسته به اين قدرت هاي بوده اند به صف کنند. دولت هاي منطقه دايما نقشة تضعيف يکديگر را مي کشند. در اين منطقه، روند عمده، گسترش تلاطمات، تجاوزات نظامي، جنگهاي ارتجاعي، کودتاها و فروپاشي اقتصادها و ساختارهاي سياسي، از جا کنده شدن صدها ميليون انسان و ... است. بازگشت به «ثبات» گذشته حتا در «اروپاي امن» ممکن نيست. چه برسد در خاورميانه! نه فقط کمونيست هاي انقلابي بلکه کلية نيروهاي مترقي موظف هستند چشمان توده هاي مردم را به اين واقعيت باز کنند که هر کشور و منطقه و جهان به سرعت در حال نزديک شدن به تلاطمات عظيم تر است. مساله اين است که از درون اين بينظميِ بزرگ چه نوع نظم و چگونه جهاني بيرون خواهد آمد؟ ما کمونيست ها در هر کشور بايد به سرعت بر عقب ماندگي هاي خود چيره شويم تا بتوانيم از ميان پيچيدگي ها و آشوب هاي بزرگ انقلابهاي کمونيستي را پيش ببريم و از درون اين گرداب جوامع کمونيستي نوين را بيرون آوريم. در غير اين صورت، چنانچه روند غير انقلابي موجود ادامه يابد، نظم کهنه سرمايه داري به شکلي و از درون نابوديهاي عظيم و غيرقابل تصور بار ديگر خود را بازسازي و مستقر خواهد کرد. n

«آتش»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر