ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۷, پنجشنبه

کارتون تبلیغاتی برکسیت


کارتون تبلیغاتی برکسیت


شهره گروسي
از نشریه آتش  شماره ۵۷

به اين کارتون تبليغاتي که جهل و ناداني و نژادپرستي به مغز مردم تزريق مي کند نگاه کنيد! نامش، کشتي رها شده است. اثر«بن گاريسون» کارتونيست آمريکايي و موضوع آن «برکسيت» يا خروج انگلستان از اتحاديهء اروپا است.
رفراندوم «برکسيت» روز 23 ژوئن (نزديک به يک ماه پيش) در انگلستان برگزار شد و طرفداران «خروج» اکثريت آراء را کسب کردند. نتيجهء اين رفراندوم براي امپرياليست هاي اروپايي و خودِ هيئت حاکمهء بريتانيا مانند يک زلزلهء سياسي بود و پيامدهاي آن نامعلوم است. اما واضح است که «خروج» يا «ماندن» انگلستان در اتحاديهء اروپا ذره اي از خصلت سرمايه داري امپرياليستي انگلستان کم نمي کند. اين هم واضح است که در راس هر طرف جناحي از هيئت حاکمهء امپرياليسم بريتانيا قرار داشت. اما اين حقايق براي توده هاي مردم واضح نيست. بورژوازي از طريق تبليغات عوامفريبانه اما موثر، با استفاده از نارضايتي واقعي توده هاي مردم، با انگشت گذاشتن بر اين واقعيت که آينده تاريک و ناروشن است، آنان را پاي صندوق هاي راي برد تا در نهايتِ جهل و ناداني پروژه و سياست اين جناح يا آن جناح بورژوازي را تاييد کنند. کارتون «کشتي رها شده» نمونه اي از اين تبليغات است. اين کارتون نماد فشردهء تبليغاتِ آن بخش از هيئت حاکمهء امپرياليسم بريتانيا است که خواهان خروج انگلستان از اتحاديهء اروپا هستند. تا آن جا که به توده هاي مردم مربوط است، به قول لنين، تا زماني که ستم ديدگان نفهمند در پشت هر برنامه سياسي و پرچمي منافع کدام طبقه خوابيده است محکوم به بردگي هستند! متاسفانه اکثريت مردم جهان در چنين موقعيت ذهنيِ فاجعه باري اسير هستند. آنان عليه وضعيت غيرقابل تحمل خود که توسط نظام سرمايه داري توليد ميشود شورش مي کنند اما دستِ آخر حاکمان و همان ها که اين وضع را به وجود آورده اند، به کام خود رهبري توده هاي ناراضي را در دست مي گيرند. اين موقعيت ذهني را بايد يک وضعيت اضطراري به حساب آورد و از همه طرف بر زنجيرهاي اسارت فکري مردم ضربه زد وگرنه اين نظام جنايتکار صاف و ساده به زندگي خود ادامه خواهد داد. در زير نامهء يک آموزگار بيدار و آگاه را که در آلمان تدريس مي کند مي خوانيم. وي از دانش آموزان دبيرستاني خود خواست تا در مورد کارتون کشتي رها شده نظر دهند و نمونه اي از جواب دانش آموزان خود را براي من فرستاده است که آن را در اختيار آتش مي گذارم.
****

تحليل کارتون

مقدمه: تحليل را با ارايهء اطلاعات اوليه شروع کنيد. اين کارتون چه چيزي را نشان مي دهد؟ اثر کيست؟ براي چه و کجا تهيه شده است؟

1- تشريح: مشاهدات خود را شرح دهيد. 2- تحليل:کارتون چه چيزي را مورد انتقاد قرار داده است (پيام آن چيست). 3-ارزيابي: قدرت تاثيرگذاري و پيامدهايش را ارزيابي کنيد. نتيجه گيري هاي خودتان را بکنيد.

نوشتهء يکي از دانش آموزان:
کارتون «کشتي رها شده» اثر بن گاريسون در تاريخ 13 ژوئن 2016 و ده روز پيش از برگزاري رفراندوم، از طرف کارزار «خروج بريتانيا از اتحاديهء اروپا» پخش شد.
1- در مرکز کارتون يک کشتيِ بادباني است که نماد اتحاديهء اروپا است و پرچم اتحاديهء اروپا بر فراز آن است. کشتي در آب هاي متلاطم گير کرده و در حال سقوط از آبشار است. در پشت کشتي، قايق نجاتي در حال فرار به سوي طلوع خورشيد است. پرچم بريتانيا بر فراز آن قايق نجات در اهتزاز است و روي آن نوشته: برکسيت. مرکزِ کشتي بادباني «حوزهء يورو» است (1) که وقايع زيادي در آن در جريان است: دو مرد ريشو که يکي شمشيري حمل مي کند و ديگري کيسه اي پول را به سوي او دراز کرده است در حال پرت کردن مرد بلوند سوئدي به درون اقيانوس هستند و آن جا کوسه اي که رويش نوشته است «سياست مترقي» منتظر است تا مرد سوئدي را ببلعد. در جلوي کشتي مرد ريشوي ديگري سعي مي کند به زن اروپايي تجاوز کند. کاپيتاني بر عرشهء کشتي ايستاده و دارد با توپي به قلب کشتي خود شليک مي کند و روي توپ نوشته شده است: تنوع فرهنگي! دو نفر ديگر با همان شکل لباس دستور شليک به قايق نجات «برکسيت» را داده اند اما گلوله ها به قايق نجات نخورده است. نام اين ها «گلوباليست» است (طرفداران جهاني سازي سرمايه داري). ملواني که گرفتار دريازدگي شده و استفراغ مي کند يونان است. همانجا صندوقي هست که رويش نوشته شده است: ماليات ها. بالاي پرچم عظيم اما پاره پارهء اتحاديهء اروپا پرچم کوچک سبزرنگ اسلام (با ستاره و هلال احمرِ پرچم ترکيه) در اهتزاز است. بالاي دکل کشتي، آنجلا مرکل صدراعظم آلمان در حالي که پرچم آلمان را در دست دارد در سطلي نشسته و فرياد مي زند: «مهاجرينِ زيادتر»! در زير سطل مرکل، مردي قرار دارد که به وي دستبند زده شده و از دکل آويزان است. او نماد «مقررات و کنترل» است (طعنه به سياست ورود کنترل نشدهء مهاجرين). «امواج مهاجرين» در حال شلاق زدن به کشتي هستند و يک گردباد عظيم نيز در حال وزيدن است که رويش نوشته شده است «شکست اقتصادي». در حالي که کشتي به سوي فاجعه روان است، دلقکي که کاپيتان کشتي است و بوروکرات هاي بروکسل (پايتخت اتحاديهء اروپا) را نمايندگي مي کند با خوشحالي سوت مي زند، انگار که هيچ اتفاقي نيفتاده است و همه چيز خوش و خرم است. بن گاريسون بوروکرات هاي بروکسل را به شکل دلقک نمايش داده است چون فکر مي کند آن ها ساده لوحانه دستورات مرکل را اجرا مي کنند. تنها راه نجات براي گاريسون آن است که بريتانيا خود را از مهلکه بيرون بکشد و فرار کند تا بتواند دوباره «قوي» شود.
2 - به نظر من اين کاريکارتور يک نقاشي نژادپرستانه است. من را به ياد تبليغات ناسيوناليستي و ضد يهود دوران نازي ها مي اندازد. فکر مي کردم پس از پايان جنگ جهاني دوم در سال 1945، اروپا براي هميشه اين نوع احساسات و تفکرات نژادپرستانه را دفن کرده است. اگر به روزنامه هاي دوران حکومت نازي ها (2) نگاه کنيم کارتونهاي مشابهي را مي يابيم. البته با يک تفاوت: کارتونهاي نازي ها نه مسلمانان بلکه يهوديان را به عنوان تهديدي براي تمدن نشانه مي رفتند. اما فرقي نمي کند زيرا در هر دو مورد، يک الگوي فکري به کار رفته است و آن هم تفکر تاريک انديشانهء اروپاي سفيد است که به مهاجرين به صورت فوج جمعيتِ کثيفِ بدون آداب و فرهنگ نگاه مي کند. پس از اين که در اين رفرادوم، «برکسيت» اکثريت آراء را به دست آورد احساس واقعا بدي به من دست داد. احساس مي کنم آغاز تکرار سال 1933 است. بايد از گذشته درس گرفت.          


توضیحات
 (1) يورو، پول واحد کشورهاي مرکزي اتحاديهء اروپا است. يعني کليهء کشورها بجز بريتانيا، کشورهاي اسکانديناوي و سوئيس و کشورهاي اروپاي شرقي است.
(2) در ژانويه سال 1933 هيتلر در آلمان به قدرت رسيد. پيش از آن رکود اقتصادي در نظام سرمايه داري جهاني ضربهء سختي به آلمان زده بود و وضعيت اقتصادي توده هاي مردم سخت و روحيه ها مملو از استيصال و نااميدي بود. جمهوري ويمار بي اعتبار شده بود. آدولف هيتلر و حزب او به نام «حزب کارگران سوسياليست آلمان» (به اختصار «نازي») با عوامفريبي فوق العاده و وعدهء «تغيير» موفق به جلب اين توده وسيع ناراضيِ بيکار و جوانان بي آينده و طبقهء ميانه (مانند دکان داران، کارمندان، متخصصين و کشاورزان) شدند. اين حزب فاشيست به سرعت قدرت پيدا کرد. قبل از وقوع رکود اقتصادي حزب نازي کاملا ناشناخته بود به طوري که در سال 1924 در انتخابات رايشتاگ (پارلمان آلمان) فقط 3 درصد آراء را کسب کرده بود. n





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر