۱۳۹۵ خرداد ۲۹, شنبه

ناسیونالیسم و برنامه رفرمیستی

از نشریه آتش شماره ۵۴
کاوه اردلان


ناسیونالیسم و برنامه رفرمیستی
راه برون رفت از شرایط فلاکتبار خاورمیانه نیست!


در میانه برخورد و جنگ میان نیروهای امپریالیست و نیروهای داعش اخیرا ناسیونالیست - رفرمیست های کرد  در سوریه که طی چندین سال جنگ، سیاست به اصطلاح بی طرفانه اما در عمل  ائتلاف با حکومت سوریه را در پیش گرفته بودند، وقتی دیدند آمریکا آن ها را در مذاکراتِ مربوط به «آینده سوریه» شرکت نداد، نظام «فدرالیسم دموکراتیک» در شمال و غرب سوریه را اعلام کردند. بیانیه اعلام این فدرالیسم بر برابری حقوق زن و مرد و احترام به حقوق ملیت های مختلف تاکید دارد و نوعی خودگردانی در راستای سیاست قبلی شان در مورد ایجاد کانتون ( نوعی شورا) است.
سیستم فدرالی اعلام شده توسط احزاب ناسیونالیست کرد فعلا عمدتا منحصر به کردستان سوریه است و هنوز معلوم نیست متحدینِ این به اصطلاح فدرالیسم، در سایر مناطق سوریه چه کسانی هستند؟ آیا حکومت سوریه یک سر این اتحاد خواهد بود؟ (در واکنش به اعلام سیستم فدرالیستی یک مسئول حکومت سوریه مخالفت حکومت سوریه با آن را اعلام کرد). در بیانیه اعلام  این فدرالیسم آمده  که تمامیت ارضی سوریه به رسمیت شناخته می شود و به سرنگونی دولت اسد اشاره ای نکرده است. برخی نیروهای رفرمیست «چپ» در ایران که خود را به این برنامه نزدیک می بینند با خوشبینی می گویند اگر در سایر نقاط سوریه و حتی در کردستان عراق چنین فدرالیسمی ایجاد شود، شاهد برقراری یک دولت مدرن سکولار چپ گرا خواهیم بود و آینده منطقه متفاوت خواهد شد! البته معلوم نیست که این نیروها چگونه و در چه روندی می خواهند حاکمیت مرتجعین را سرنگون کرده و یا با آن ها به تعامل دست یابند.
واقعیت امر آن است که این سیاست ادامه ناسیونالیسم خود مختاری طلب در غالب جدید است. سیاست ناسیونالیستی در حقیقت بیان سیاست رفرمیستی است، برنامه ناسیونالیسم کُرد کاری به متحول کردن مناسبات حاکم به شکل ریشه ای ندارد و فکر می کند در قالب سیستم موجود دراین کشورها می توان اصلاحات ایجاد کرد. اما این، توهمی بیش نیست. بورژوا ناسیونالیستهای کُرد همواره علیه انقلاب سوسیالیستی بوده اند و  در صدد ایجاد ائتلاف و شریک شدن در سیستم های حکومتی هستند که زیر مجموعه سیستم سرمایه داری امپریالیستی هستند. آنان اخیرا تصمیم گرفته اند تا در مبارزه علیه داعش به امپریالیسم آمریکا تکیه کنند و جزیی از سیستم سرمایه داری جهانی باشند. از دید این ناسیونالیستها، تحول و تغییر یعنی بر داشتن موانع بر سر تجارت و فراهم شدن شرایط برای توسعه سرمایه در کردستان. در کردستان عراق هدف ناسیونالیسم کرد همین بود البته رنگ و لعاب برابری طلبی نداشت و نیروی رهبری کننده آن یعنی بارزانی و طالبانی یکباره خودشان را در اختیار امپریالیسم آمریکا و برنامه هایش در منطقه قرار دادند. در عین حال احزاب ناسیونالیستی عنوان می کنند که بدون کمک امپریالیسم امر تحول امکان پذیر نیست. در برنامه برای فدرالیسم در منطقه کردستان سوریه آمده که فدرالیسم یاد شده منحصر به ملت کُرد نیست بلکه قوم ها و ملت های دیگر مثل ترک ها و عرب ها نیز در آن حق برابر دارند. علیرغم این امر نیروی رهبری کننده حاکمیت فدرالی سیاست ناسیونالیسم کردی است. تمرکز ناسیونالیسم کرد، روی ملت کرد است و برای منافع بورژوازی کرد فعالیت می کند و بر آن اساس وارد ائتلاف و همکاری و یا اتحاد با احزاب دیگر ملت ها می شود و آن اتحادها هم بر پایه برنامه ای رفرمیستی است. برنامه فدرالیسم کردستان ارائه شده توسط متحدین پ ک ک در کردستان سوریه همان استراتژی رفرمیستی و سیاست مصالحه و سازش با سرمایه داری و امپریالیسم را دنبال می کند. اخیرا خالد حاج احمدی یکی از رهبران پژاک در یک مصاحبه که از کانال تلویزیونی نوروز وابسته به پژاک پخش شد برای اینکه بگوید سیاست پژاک ناسیونالیستی نیست عنوان کرد، نظرات اوجلان که در کتاب های مختلفش تبیین شده توسط بسیاری از چپ های ایران مورد استقبال قرار گرفته است. عنوان کردن این موضوع چیزی از ناسیونالیستی بودن سیاست های پژاک و یا پ ک ک کم نمی کند. نیروهای منتسب به چپی را که خالد حاج احمدی از آن صحبت می کند در واقع نیروهای رفرمیستی هستند که بر خود نام  چپ و کمونیست  گذاشته اند.
آن چه که در کردستان سوریه در جریان است (یعنی رفرمیسم) پدیده جدیدی نیست. قبل از فروپاشی شرق در بسیاری از کشورها انواع و افسام گروه ها و احزاب به ظاهر چپ شکل گرفته بودند و علیه حکومت های وابسته به عمدتا امپریالیسم آمریکا مبارزه و در بسیاری اوقات مبارزه مسلحانه می کردند. از آن جمله می توان از اریتره و آنگولا و افغانستان و السالولدور و آفریقای جنوبی (آزانیا) و غیره نام برد. بیخود نیست که جریاناتی مانند پ ک ک و حزب دمکراتیک خلق ترکیه از تجربه کنگره ملی افریقا و تغییراتی که به رهبری نلسون ماندلا در سازش با امپریالیسم در آزانیا صورت گرفت به عنوال مدلی برای تغییرات یاد می کنند.
آن احزاب از روسیه  امپریالیستی آن زمان که بیخود بر خود نام  شوروی سوسیالیستی  گذاشته بود و به همین دلیل از جانب کمونیستها «سوسیال امپریالیسم » نام گرفته بود کمک می گرفتند و بعدا در چند کشور قدرت سیاسی را کسب کردند. 
تجریه آن کشورها برای کار امروز ما کمونیستها بسیار آموزنده است، آن چه در آن تجارب برجسته است اهمیت رهبری و نقش تعیین کننده آنست. آن تجارب به ما می گوید که با رهبری رفرمیست هایی مانند پ ک ک و امثالهم دورنمای تحول انقلابی و دستیابی به جامعه ای سوسیالیستی امکان پذیر نیست. یک نمونه از تحول تحت رهبری نیروهای رویزیونیست « رفرمیست و عواقب آن آنگولا است.
باب آواکیان در کتاب اخیر خود به نام «علم، استراتژی، رهبری، برای یک انقلاب واقعی، و جامعه بنیادا متفاوت، به سوی رهایی حقیقی» در مورد انگولا با رجوع به به یک گزارش در مورد آن کشور نقل می کند که:
« در زاغه نشینی به نام چیکالا  در شهر لواندا پایتخت آنگولا، میان  دیواری که دو بخش این زاغه نشین و بقیه شهر را جدا می کند چیزی نیست به جز فاضلاب و همینطور ترس و و حشت. کودکان در میان آشغال ها بازی می کنند  در حالیکه چند کیلومتر آن طرف تر، برج هایی که نماد انحصار ثروت در دست یک عده است، به چشم می خورد.  تجربه آنگولا نمونه برجسته ای است از اینکه  حاکمین کنونی آنگولا در واقع همان نیروی ناسیونالیستی هستند که جنبش برای رهایی آنگولا علیه استعمار پرتغالی ها ( که بر آنگولا حاکم بودند) را رهبری می کردند....»
مشابه این امر در کردستان عراق رخ داده و وضعیت به قدری اسفبار است که بسیاری از مردم خواستار سرنگونی حاکمیت طالبانی و بارزانی در آن جا هستند. مثال دیگر انقلاب 57 است که به خاطر آن که کمونیست ها استراتژی انقلابی را نتوانستند اعمال کنند، رهبری به دست نیروی مرتجع اسلام گرا تحت رهبری  خمینی افتاد که مردم ایران به خوبی از عواقب آن مطلع هستند.

راه برون رفت گشودن راه انقلاب سوسیالیستی در خاورمیانه است
 جنگ، فقر و فلاکت و استثمار و ستم بر زنان و مهاجرت میلیون ها تن نتیجه حاکمیت سرمایه داری بر سیاست و اقتصاد جهان است. این وضعیت دهشتناک در خاورمیانه و جهان مسئولیتی سنگین را بر دوش کمونیستهای انقلابی گذاشته است. کمونیسم بمثابه یک رویکرد علمی که در آموزه های مارکس و لنین و مائو بیان پیدا کرده و با سنتز نوین باب اواکیان به مرحله نوینی ارتقا یافته، خطوط کلی راه انقلابی را ترسیم کرده است. کمونیستها بایستی بر پایه رویکرد علمی برای سرنگونی سیستم سرمایه داری در اکناف جهان بکوشند. وظیفه سرنگونی حکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی به مثابه حکومتی که با جنایت و فریب سر کار است و انجام انقلابی سوسیالیستی که ریشه ستم  استثمار را بخشکاند و به عهده کمونیست های انقلابی ایران و با خط مشی انترناسیونالیستی است.

n-atash.blogspot.com




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر