ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۲۹, شنبه

توهم به توان چند | نگاهي به انتخابات اروميه

از نشریه آتش شماره ۵۵ 
حسام سیه‌سرایی



توهم به توان چند
نگاهي به انتخابات اروميه

   رقابت ميان کانديداهاي مورد تأييد شوراي نگهبان براي انتخابات دهمين دورهي مجلس شوراي اسلامي در اروميه، امسال داراي بار و معني سياسي خاصي بود. علاوه بر رقابت سراسري ميان دو جناح حاکميت يعني اصولگرايان و اعتداليون، دو گرايش ناسيوناليستي ترک و کرد نيز روي تصاحب سه کرسي مجلس رژيم از اين حوزه، حساب ويژهاي بازکرده بودند.
   علاوه بر توهم پراکنيهاي اصولگرايان ،اصلاحطلبان و اعتدالگرايان، در اين دوره برخي از اليت ناسيوناليست ترک و کرد هم بهتوهم ديگري براي کشاندن مردم بهپاي صندوقهاي بازي دوسر، لجنِ انتخابات در سايهي حاکميت جمهوري اسلامي دامن ميزدند. توهم کوبيدن مهر مالکيت ترکها بر آذربايجان و توهم کوبيدن مهر مالکيت کردها بر اروميه و شهرهايي مانند آن، هدايتگر اين بازي انحرافي و استراتژي باخت_باخت براي تودههاي مردم بود.
بعضي از چهرهها و جريانات ناسيوناليست و شوينيست ترک، چند سالي است که بهطور مشخص به خلق، پروراندن و ترويج باورهاي عظمتطلبانه، ديگريستيزانه و عموماَ بياساس و توخالي بر عليه کردها و ارمنيها مشغولند. ازنظر اينان، هر غير ترکي در آذربايجانِ مورد نظرشان که مرزهايش از رشت تا سقز و از منطقه مکريان (1) تا همدان و اراک کشيده شده، يک «خارجي» و «مهاجر» است که در بهترين حالت بايد بهعنوان يک مهمان ابدي، «سپاسگذار ملت ترک» براي دادن مجوز اقامت به او در «خاک تاريخي آذربايجان» باشد! اين قماش ناسيونال-شوينيستها و پانترکها با تمام ژست و ادعايي که در مورد ضديت با دولت شوينيستي ايران دارند اما در بسياري از موضعگيريهاي سياسي و ايدئولوژيک ضد کردي جمهوري اسلامي با رژيم و کارگزاران اصلي آن در استان، متحد شده و در کنار دستگاههاي سرکوب و جنايت قرار ميگيرند. در ادبيات اين بخش از ناسيوناليستهاي ترک، احزاب مسلح کردي ضد جمهوري اسلامي ميشوند «سازمانهاي تروريستي»، اعضا و شهداي آنها ميشوند: «تروريستهاي بههلاکت رسيده» و مزدوران سپاه پاسداران و ارتش و بسيج رژيم هم ميشوند «شهداي آذربايجان». استدلال آنان چنين است که کردها، خواهان تجزيهي «خاک تاريخي آذربايجان» و ضميمه کردن آن به «کردستان بزرگ» هستند و حتي مدعياند احزابي مانند پژاک، توسط جمهوري اسلامي و براي تضعيف «جنبش ملي آذربايجان» بهوجودآمده و آزادانه فعاليت ميکنند. بهاينترتيب در دستگاه ايدئولوژيک و ارزشي عجيبوغريب اين قسم از ناسيوناليسم ترک، علاوهبر فارسها و ارمنيهايي که ظاهراَ «تاريخاَ و نژاداً» دشمن ترکها هستند، کردها هم بهعنوان يک «خطر بالقوه» ارزيابي ميشوند و براي خنثي کردن اين خطر ميتوان با مرتجعترين و جنايتکارترين مزدوران جمهوري اسلامي از جمله، ملا حسني و نادر قاضيپور متحد شد و از آنان حمايت کرد. هدف، يک چيز است: جلوگيري از روي کار آمدن کانديداهاي کرد و ممانعت از فعاليتهاي فرهنگي و هويتطلبانهي کردها در آذربايجان غربي و منطقه مکريان، ولو بهشرط هم دست شدن با رژيم ايران.
درگيري چند ماه اخير ميان مردم کردستان ترکيه و پکک با ارتش و دولت فاشيستي-اسلامي ترکيه نيز منجر بهتقويت اين خط ارتجاعي و تفرقهافکنانه ازسوي ناسيونال-شوينيستهاي ترک در مناطقي مانند اروميه شده است. براي اين دسته از نظريهپردازان و سخنگويان سرمايهداران ترک و مدافعين مفاسدي چون اردوغان و علياُف، پيروزي مرتجعيني مانند قاضيپور، بهادري و حضرتپور و ورودشان به مجلس دهم ارتجاع اسلامي بهعنوان «انقلاب ملت ترک اروميه» و «پيروزي مدنيت بر تروريسم» جشن گرفته شد. (2) آنها حتي مسئلهي شيعه و سني را و نيز اينکه «اروميه بايد يک شهر ترک و شيعه باقي بماند» در کارزار تبليغاتيشان گنجاندند.
ازسويديگر، گرايشي در ميان برخي از ناسيوناليستهاي کرد وجود داشت تا با چشمبستن بر سي و هفت سال جنايت و تبهکاري جمهوري اسلامي در سراسر کردستان، زير بار شرکت در نکبتبازي انتخاباتي اين رژيم بروند و اصطلاحاَ انتخابات را به تريبوني جهت بيان و اثبات «موجوديت تاريخي» کردها در اروميه و برخي ديگر از شهرهاي آذربايجان غربي و منطقه‌‌ي مکريان مانند نقده، سلماس و خوي تبديل کنند. اين گرايش بهويژه در سايهي توهم نسبت به خطومشي رفرميستي و استراتژي سازشکارانهي حزب دمکراتيک خلقها (حدپ) در انتخابات سال 2015 ترکيه، تقويت شد. احزابي مانند پژاک، اميدوار بودند که بتوانند با الگوبرداري از احزاب برادرشان در کردستان ترکيه، بساط سازش با دولت ارتجاع را در ايران نيز پهن کنند. پژاک، اين روند را با نامهنگاري به حسن روحاني پس از روي کار آمدن دولت او در سال 1392 آغاز کرد. اگرچه، دو فاکتور مهم رد صلاحيت گستردهي کانديداهايي که پژاک به آنها اميدوار بود و برباد رفتن سريع توهم رفرم و سازش در کردستان ترکيه و آغاز دور جديدي از جنگ در اين منطقه، باعث شد خط سازشکارانهي شرکت در انتخابات آنچنان که برخي بورژوا-رفرميستهاي کرد انتظار داشتند، پيش نرود و تقريباَ تمامي احزاب و سازمانهاي ناسيوناليست کرد بهتحريم انتخابات پرداختند، اما باز هم گرايش فراخوان به شرکت در انتخابات رژيم با اهداف ناسيوناليستي در ميان برخي از روشنفکران و جريانات کردي ادامه يافت.(3)
در کشاکش چنين جنگ حيدر-نعمتي و در کوران تقويت گرايشات ناسيوناليستي در مناطقي مانند اروميه، لغزيدن بهجانبداري از بورژوا ناسيوناليستهاي هر ملتي اعم از فارس، ترک، کرد و غيره، نخستين خطاي استراتژيک است. خطا و توهم دوم آنجا است که در گروکشي مليگرايان به مشارکت در بازي سراسر دروغ و فريب رژيم جهل و کثافت اسلامي بيفتيم و بخواهيم منافع بلندمدت تودههاي مردم کرد و ترک را ازطريق مجلس ارتجاع و کانديداهاي مورد تأييد رژيم پيش ببريم. تشديد دشمني و رقابت ميان تودههاي دو ملت کرد و ترک، آرزوي جمهوري اسلامي و گرمابخش بازار بنجلفروشي ناسيوناليستهاي دو ملت است. منافع و آيندهي توده هاي مردم در اروميه و سراسر ايران، يکسره از اهداف، ايدئولوژي، برنامه و چشمانداز مليگرايان و رفرميستهاي هر ملتي جدا است.
در مقابل تشديد رقابت عبث و انحرافي ميان ترک و کرد و توهم کوبيدن مهر مالکيت اين يا آن ملت بر اروميه يا هر شهر ديگري، بايد بر انترناسيوناليسم کمونيستي پاي فشرد و بر اين حقيقت تاريخي اصرار کرد که اروميه و شهرهايي مانند آن مايملک تاريخي بورژوا ناسيوناليستهاي هيچ ملتي نبوده و نيستند. اروميه ازآن کارگران و زحمتکشان و تودههاي مردم کرد، ترک، ارمني و آسوري است که در شهر و روستاي آن کار و تلاش و زندگي ميکنند. همچنين در مقابل توهم رفرم و توهم تأمين منافع تودههاي مردم ازطريق جمهوري اسلامي و بازوها و ابزارهاي سياسي و ايدئولوژيک آن (ازجمله بازي انتخابات) بايد بر انقلاب تأکيد کرد و مرز ميان ستيز و سازش با ارتجاع را ازطريق فراگير کردن ضرورت و نياز عاجل به انقلاب کمونيستي، ترسيم کرد.
مختصات درک نويني از انترناسيوناليسم پرولتري و انقلاب کمونيستي، در سنتز نوين کمونيسم توسط باب آواکيان تدوين شده است. آن را بهطور گسترده بهميان مردم اروميه ببريم و حول آن، جنبشي براي انقلاب را سازماندهي کنيم. اين، تنها راه آغشته نشدن به ارتجاع جمهوري اسلامي و ناسيوناليسم ترک و کرد است. n

يادداشت:
1 - مکريان به منطقهي اميرنشينهاي قبايل کرد جنوب درياچهي اروميه در قرون 9 تا 13 گفته ميشد که شامل شهرستانهاي بوکان، مهاباد، اشنويه، سردشت، پيرانشهر، نقده، تکاب، شاهيندژ و مياندواب امروزي بود. منطقهي مکريان در دورهي پهلوي اول در تقسيمات کشوري جزو استان آذربايجان غربي قرار گرفت.

2 - ر.ک بيانيهي شمارهي چهار تشکيلات مقاومت ملي آذربايجان به تاريخ 13/2/1395 در سايت صداي دانشجوي آذربايجان جنوبي (اوئرنجي سسي) و آن روي سکه در انتخابات اخير اروميه - حسن کريم زاده - سايت گوناز تيوي


3 - براي نمونه ر.ک به نقطه نظراتي درخصوص مهار پان ترکيسم در آذربايجان غربي - سيروان خسروزاده - سايت پايگاه خبري تحليلي روژ  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر